تبليغاتX
.¸.•☆ با شب من فقط تویی .¸.•☆


.¸.•☆ با شب من فقط تویی .¸.•☆





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

انچه خود داشتم ز بیگانه تمنا میکردم

 

هر روز به دنبال این سوال بودم که چگونه بهترین حالت و بهترین احساس را می توانم در زندگی تجربه کنم و همواره در بهترین حالت و احساس باشم؟

همواره امید داشتم که بتوانم در آینده لحظات خوشی را تجربه کنم و از هر کس می توانستم سوال را داشتم که چگونه می توانم بهترین حالت احساسی را تجربه کنم؟

روزها و ماهها و سالها به دنبال این سوال بودم و هر کسی چیزی می گفت . یکی می گفت با توکل برخدا ، یکی می گفت با غلبه بر احساسات منفی ، یکی می گفت با خواندن جملات مثبت و . . .

اما روزی که خسته از کار روزانه و افکار روزانه بودم به خودم گفتم چرا اینقدر رنج و بار مشکلات را تحمل می کنم؟

وقتی کمی دقت کردم دیدم خیلی دارم جلوتر در مورد آینده فکر می کنم و فقط به این فکر می کنم که در آینده وضع بهتر خواهد شد و به گذشته فکر می کنم و یاد شکستها و کمبودها می افتم .دیدم دلیل اصلی خستگی بیش از حد من سنگینی آینده ای که هنوز نیامده و فردایی که رفته بر روی مشکلات امروز است بدون اینکه هیچ منفعتی از این کار کسب کنم!

اینجا بود که به جواب سوالم رسیدم و آن این بود که اکنون بهترین حالت احساسی را می توانم تجربه کنم و آنچه که مهم بود اکنون بود که من از یاد برده بودم که از وجودش لذت ببرم و شکر گزار باشم .

  

 


نويسنده: سعیده مورخ: دوشنبه بیستم اسفند 1386 در ساعت: 9:52 بعد از ظهر
|+|

 

  


نويسنده: سعیده مورخ: جمعه هفدهم اسفند 1386 در ساعت: 10:18 بعد از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+