سلام من سعیده هستم اگه زیر آپ رو نگا کنی می فهمی ولی نیست یکم نفهمی گفتم مستقیم بگم خوب حالا چرا ناراحت میشی؟ قبلنا که این قدر جلف نبودی اینجا یه جمع صمیمیه معنیشو می دونی یا توضیح بدم؟ آخی اشکال نداره خودتم این قدر لوس نکن خوشم نمیاد از آدمای جلف تو هم اگه دوست داری به جمعمون اضافه بشی اول تو کامنتا یه سلام بکن از صاحب بلاگ یه اجازه بخواه بعدش که اجازه دادم یه شرط داره کامنت که میدی باید بالای 20 تا باشه فهمیدی یا بازم توضیح بدم؟ چقدر نفهمی اه حوصلمو سر بردی اگرم می خوای از آپ شدن اینجا با خبر شی منو ادد کن
هر روز به دنبال این سوال بودم که چگونه بهترین حالت و بهترین احساس را می توانم در زندگی تجربه کنم و همواره در بهترین حالت و احساس باشم؟
همواره امید داشتم که بتوانم در آینده لحظات خوشی را تجربه کنم و از هر کس می توانستم سوال را داشتم که چگونه می توانم بهترین حالت احساسی را تجربه کنم؟
روزها و ماهها و سالها به دنبال این سوال بودم و هر کسی چیزی می گفت . یکی می گفت با توکل برخدا ، یکی می گفت با غلبه بر احساسات منفی ، یکی می گفت با خواندن جملات مثبت و . . .
اما روزی که خسته از کار روزانه و افکار روزانه بودم به خودم گفتم چرا اینقدر رنج و بار مشکلات را تحمل می کنم؟
وقتی کمی دقت کردم دیدم خیلی دارم جلوتر در مورد آینده فکر می کنم و فقط به این فکر می کنم که در آینده وضع بهتر خواهد شد و به گذشته فکر می کنم و یاد شکستها و کمبودها می افتم .دیدم دلیل اصلی خستگی بیش از حد من سنگینی آینده ای که هنوز نیامده و فردایی که رفته بر روی مشکلات امروز است بدون اینکه هیچ منفعتی از این کار کسب کنم!
اینجا بود که به جواب سوالم رسیدم و آن این بود که اکنون بهترین حالت احساسی را می توانم تجربه کنم و آنچه که مهم بود اکنون بود که من از یاد برده بودم که از وجودش لذت ببرم و شکر گزار باشم .