تبليغاتX
با شب من فقط تویی



TinyPic image

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم

 

در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری

 

کنم ...

 

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بشينم سر رو

 

شانه هايت بگذارم ...

 

از عشق تو ... از داشتن تو

 

اشک شوق ريزم...

 

منتظر لحظه ای هستم ...

 

لحظه ای مقدس ...

 

منتظر لحظه ی پيوند

 

که تو را در اغوش گيرم

 

بوسه ای از سر عشق تقديم تو کنم ...

 

و با تمام وجودم عشقم و قلبم را به تو هديه کنم

 

آری من منتظرم

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط سعیده تنها |



بیش از عشق بر تو عاشقم 

نا ممکن است که احساس خود را نسبت به  تو

 

با واژه ها بیان کنم.

 

اینها سرشارترین احساساتی هستند

 

که تا کنون داشته ام

 

با این همه

 

هنگامی که می خواهم اینها را

 

به تو بگویم و یا بنویسم،

 

واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از

 

ژرفای احساساتم را بیان  کنند.

 

گر چه نمی توانم جوهر این احساسات

 

شگفت انگیز را بیان کنم،

 

می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم.

 

آن گاه که با توام،

 

        احساس پرنده ای را دارم که آزاد

 

و رها در آسمان آبی پرواز می کنم. 

خدایا

خودت خوب می دونی ازت چی می خوام

خودت خوب می دونی که دل کوچیک من طاقت این همه قصه رو نداره

خدایا

 میدونم که میدونی تو این فصل سرد به گرمای وجودت نیاز دارم

تویی اون تنها پناهگاه امن و همیشگی من 

خدایا فریادمو می شنوی

ضجه زدنامو اشک ریختنامو میبینی

آره من همون بنده شاد و خندون توام که به این روز افتاده

میبینییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 خواهش میکنمممممممممممممممممم

تنهام نذار

بهت احتیاج دارم ...

بچه ها دعا کنید که طلسم غمهام شکسته بشه

همیشه شاد باشید

دوستون دارم

تا بعد

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط سعیده تنها |