تبليغاتX
با شب من فقط تویی



چی میشد با تو باشم حتی توی رویا

من تو رو دوست دارم اندازه ی دنیا

دلش میگیره آسمون برای من که تنهام

دوباره قطرهای اشک من میریزه دونه دونه روی  گونه هام

اگه تو نباشی یا ازم جداشی سخته دیگه زندگی برام

چشمهای نجیبت وقتی ازم دورن امیدی ندارم به شبهام

برای دیدنت هر لحظه پریشونم تو بیا قدرم بدون ای همزبونم

منم مجنون اون نگاه پاک تو نگاهم کن

نگاهت قبله گاه این دله منه وجودت مرحمی برای قلبم هست

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط سعیده تنها |




                  تو عشق را با من آشنا کردی ...

گفتی مرا دوست داری   گله ای نیست

 بین منو عشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه با ید بروم حوصله ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

   

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط سعیده تنها |



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط سعیده تنها |



    

دیوونه نگات شدم    عاشق خنده هات شدم 

  شونه برای گریه هات  من خـاک زیر پات شدم  

            تو اون فرشتهء خدا   که اومدی از قصه ها

  اونکه از اولـیـن نگاه   عشق بـا من کرد آشنــا  

             نرو    نگو نمیشه         بمون    واسه همیشه 

 نگو که شاید باید جدا شیم   نگو نمیشه منو تو باشیم

   نگوکه شاید قسمت همین بود   که با سکوت شب آشنا شیم  

       نگوشکستی عهدی که بستیم    به اون خدایی که می پرستی 

         نگو که تنهـام گـل بهارم     فقط تـو بــودی فقط تــو هستـــی   

                  نرو   نگو نمیشه       بمون   واسه همیشه

    

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط سعیده تنها |