تبليغاتX
.¸.•☆ با شب من فقط تویی .¸.•☆


.¸.•☆ با شب من فقط تویی .¸.•☆





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

به یادت هستم

 

پیشاپیش عید سعید فطر را به همه شما دوستان عزیز تبریک عرض می نمایم

و امیدوارم طاعات و عبادات همه شما عزیزان در ماه مبارک رمضان

 مورد قبول درگاه حق قرار بگیره 

 

 

لحظه ای برگرد!

 

هنوز هم صدایت در گوشم بیداد می کند ....

 

هنوز هم تصویر چشمانت مقابل چشمانم تکرار می شود...

 

بعضی وقتها احساس میکنم در کنارمی ، دستانت را گرفته ام و بر گونه مهربانت بوسه

 

میزنم...

 

گاه احساس می کنم در کنارم قدم میزنی و من نیز برایت ترانه عاشقانه میخوانم...

 

هنوز هم چهره مهربانت در مقابلم است ، و خاطره های با تو بودن در ذهنم تکرار

 

 می شود

 

بعضی وقتها گرمی آن دستان مهربانت را احساس میکنم ، اما وقتی میبینم که همه یک

 

 خواب و رویا است دستانم سرد سرد می شوند و قطره های اشک از چشمانم

 

میریزند...

 

هر چه میخواهم خاطره های با تو بودن را از یاد ببرم نمی توانم ، هر چه میخواهم

 

عشقت را از دل بیرون کنم نمی توانم....

 

نمی توانم فراموشت کنم ، ای تو که مرا به خاک سپرده ای !

 

گاه به یادم می آید  آن لحظه که با تو می خندیدم و لحظه های زندگی ام شیرینترین

 

 لحظه ها بود اما اینک در غم تنهایی نشسته ام و اشک میریزم و لحظه هایم تلخ ترین

 

لحظه هاست

 

هنوز هم عاشقم ، هنوز دوستت دارم و فراموشت نکرده ام!

 

نوشته بودم که فراموشت میکنم ، اما نگفته بودم که فراموش شده ای !

 

تویی که روزی روزگاری عشقم، لحظه لحظه های زندگی ام بودی چگونه می توانم

 

فراموشت کنم؟

 

هنوز هم دلم با تو است ، اگر تو نیستی ، یاد و خاطرات با تو  بودن هر روز برایم تکرار

 

می شود و غم از دست دادنت دلم را بیشتر می سوازند....

 

آری حالا که رفتی ، لحظه ای برگرد و خاطرات با هم بودنمان را نیز با خود ببر که یاد آنها

 

دلم را بدجور می سوزاند!

 

 

 

 

 

فراموشت نخواهم کرد ای بی وفا

 

گفت با من می ماند اما نگفت تا کی؟

 

گفت که دوستم دارد ، اما نگفت چقدر ؟

 

گفت که خیلی برایش عزیزم ، اما نگفت چرا؟

 

گفت که برای عشقم جان می دهد ، اما نگفت چگونه؟

 

گفت که برای همیشه عاشقم می ماند ، اما نگفته بود که معنای عشق چیست؟

 

او می گفت و من نیز تنها به چشمانش  نگاه میکردم ، شاید این سکوت بهترین راه بود!

 

می گفت که بعد از تو زندگی را نمیخواهم  و هیچگاه فراموشت نخواهم کرد...

 

مدتی گذشت احساس کردم فراموش شده ام و دیگر در قلبش جایی ندارم...

 

چند قطره اشک ، و چند روزی دلتنگی و گهگاهی دلی نا امید و خسته از زندگی سهم

 

من از این جدایی بود....

 

گفت من میروم زیرا عشقی در این زمانه نیست و اینها همه یک قصه و افسانه است اما

 

 نگفت که روزی روزگاری گفته بود با من می ماند و مرا خیلی دوست دارد!

 

گفت من میروم چون بین من و تو فاصله است که ما را هر لحظه از هم دور میکند ، اما

 

 نگفت که روزی به من گفته بود که برایش عزیزم و حتی برای عشقم جان می دهد!

 

هر چه گفته بود تنها یک ادعا بود ، یا شاید حرفهایی که از ته دل نبود!

 

 و این بود رسم عشق ، لعنت بر قلب ساده ام ، بی خیال سرنوشت!

 

این دل ساده ام با عشق نمی سازد ، بس که عشق با احساس دروغینش او را به بازی

 

 گرفته دیگر عشق را باور ندارد!

 

نمی گویم فراموشت میکنم ، کسی که سالها قلبم  به بازی گرفت و رفت را هیچگاه

 

فراموش نمیکنم !

 

هیچگاه کسی که قلب بی طاقت و عاشقم را شکست و لحظه های زندگی ام را پر از

 

غم و غصه کرد را  فراموش نمیکنم!

 

خوبی های تو همه را از یاد می برم و مطمئن باش این دلی که آن را شکستی و رفتی

 

 هیچگاه نامهربانی هایت را فراموش نخواهد کرد!

 

 

 


نويسنده: سعیده مورخ: پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 در ساعت: 11:49 بعد از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+